اردلان نوری (الف_هیچ)

سید ابراهیم ... مرورم کن به تاول های داغ استوای برهنگی ...

...عبور از غبار با کلاه خودِ واژه ها
نویسنده : اردلان نوری - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ٢٦ آبان ۱۳٩۳
 


نقدی محتوایی بر شعری از اردلان نوری

 بدویت 2: مرثیه ای برای پابلو نرودا

 پیش از این، جسته و گریخته آثاری از شاعر محترم، آقای اردلان نوری را در جاهای مختلف خوانده بودم و با قلم ایشان آشناییِ اندکی داشتم. قلمی که تابعی از فضای درونیِ منبعث از شرایط بیرونی است؛ قلمی معترض و جهان نگر، برخاسته از دردهای عمیق و مشترک انسانی. نکته ی مهمی که در ابتدا باید به آن اشاره کرد، انتخاب های خاصِ این شاعر گرامی از دایره ی گسترده ی واژگان فارسی است. انتخاب هایی که موجب می شوند جهانِ برساخته ی ذهنِ شاعر ، برای مخاطب غیر حرفه ایِ ادبیات، اندکی پیچیده و سنگین به نظر برسد. از اساس، نوشته ها و شعرهایی که چنین شاخصه ای را دارند در ارتباط گیریِ مستمر با چنین مخاطبی، دچار مشکل می شوند اما از طرف دیگر،  می توانند تاثیر بسیار ژرف و ماندگاری بر مخاطبِ حرفه ای و اهل مطالعه بگذارند. مخاطبانی که بی شک، جامعه ی هدف برای این دسته از آثار و نوشته ها هستند و نویسنده یا شاعر نیز، بی گمان بر این امر کاملاً واقف است. علاوه بر تاثیر گذاری، جنبه ی آموزشی و انتشار دانش را نمی توان در این گونه از اشعار نادیده گرفت زیرا شاعر برای پرداختِ دقیق جهانِ ذهنی اش از کلمات ویژه و تعریف داری استفاده می کند که بار معناییِ خاصِ خود را دارند . عقبه ی مهم و شناسنامه دار واژگان، بخش عظیمی از رسالت شعر راــ به شکلی ناخودآگاه ــ به دوش می کشد؛ پس مخاطبِ هوشیار برای درک و دریافت بهتر، یا باید تسلط و پیش زمینه ی ذهنی داشته باشد یا باید پس از ته نشین شدن شعر از طریقِ چندبار خواندن، به مطالعه و شناخت بپردازد. این جاست که رگه ی آموزشی رخ می نماید و شاعر به بالا بردنِ سطح آگاهی مخاطب خود می پردازد. صد البته، مخاطب نیز می تواند برداشت های شخصی و دریافت های درونی اش از اثر را به شکلی جدی و طبقه بندی شده با شاعر در میان بگذارد تا شاعر نیز به اصلاح و نقد شعر خویش بپردازد. آن چه که گفتن اش در این جا ضروری به نظر می رسد این است که در این مواجهه ی ادبی، لزوماً شاعر و مخاطب هم نظر و هم رای نیستند و چه بسا در جاهایی کاملا در تضاد با یک دیگر باشند! مهم این است که شعر به ماهو شعر، چکش بخورد و حلقه ی ارتباطیِ جانداری شکل بگیرد میان جهان های ذهنی متفاوت. این تعامل و گفت و گوی دو طرفه که از دلِ یک شعر بر می خیزد، توانِ خوبی دارد در بالا بردن سطح کِیفی و عمقِ آثار شاعران گرامی. محیط های مجازی و فضاهایی که سایت های شعر و داستان آفریده اند، در کنار تمام معایب و کاستی های شان، دستِ کم این قدرت بلا منازع را دارند که تربیتی دو سویه در حریم ادبیات به وجود بیاورند. تربیت ذهنِ مخاطب و تربیت زبانِ شاعر. مقوله ی مغفول مانده ای که امیدوارم بیش از این ها مورد توجه قرار گیرد.

ادامه ی مطلب...

 

به قلم استاد ارجمند دکتر زهره کافی

 


 
 
... گاهنامه
نویسنده : اردلان نوری - ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱٤ تیر ۱۳٩۳
 

http://gahinameh.persianblog.ir

لطفا گاهنامه را همراه با ما دنبال کنید و ما را در هرچه بهتر شدن این صفحه یاری فرمایید

از این پس اخبار و تفسیر تحولات عراق را از این ستون به قلم دوست و برادر ارزشمندم جناب دکتر مهدی شریفی دنبال کنید ...

این صفحه در نظر دارد تحولات را بدون شانتاژ .. تبلیغ و تنها در جهت ارایه اطلاعات صحیح و مقابله با جنگ روانی رسانه های خودفروخته به همه ی  بزرگواران و خوانندگان این صفحه ارایه نماید ...

به یاری خداوندگار بزرگ

گاهنامه ...

سپاس و یاعلی

 

پ.ن:  مدتها بود که مطالب صفحه ارشیو شده بود ...

به  احترام پیامهای بزرگواران و عزیزانی که همواره حقیر مورد الطافشان قرار داده اند  ... برخی از مطالب را از ارشیو خارج کرده ام ... تنها به پاس حضور محترم تان 

درودهایم را پذیرا باشید